دانلود كتاب رمان دیوانه ها بهتر عاشق می شوند
نوشته شهره قوي روح

شب روستا کمی سنگین بود و توده فشرده خانه های کاهگلی و دودزده به دل ستاره باران آسمان ختم می شد. هیس هیس زنجره ها و جیرجیرکها با سکوت وهمناک شب جنگ خوشایندی داشت.آخر بهار بود آن موقع از فصل که هوا نه گرم گرم است و نه سرد سرد آب بزرگترین نهر دهکده هنوز ته مایه سرما زمستان را با خودداشت.
زنی پوشیده در چادری سیاه از میان خیابان باریک و شیب دار کنار مسجد قدیمی گذشت. در چوبی و دودزده مسجد بسته ودیوار بلند آن سایه ترسناکی بردل کوچه انداخته بود. زن لحظه ای در پناه سکوی کنار در مسجد ایستاد و چادر چرکش را محکم تر دور خود پیچید . یک آن میان تاریکی شب دامن بلند سرخش برق زد و دوباره زیر پوشش سیاه پنهان شد. اندازم زن کشیده و ورزیده بود و گامهای محکمی بر می داشت . اولین پیچ باریک کوچه را که گذراند دل خیابان بازتر شد و سگ گله باهمه توان شروع به پارس کرد. چراغ خانه ای از پشت پرده چیت گلدار روشن شد. زن دست از دویدن برداشت و ....
دانلود نسخه آندروید با حجم 1.11مگابایت ![]()
سلام